با سلام خدمت دوستان و یاران بالاخره انتظارها به سر رسید و اچبر آقا به ویبلاخش بازگشت. با عرض معذرت از تمام دوستانی که درین مدت حتی حالشون رو هم نپرسیدم . ولی به وبلاگ همشون سر میزدم و آهسته و بیصدا از دور نگاهشان میکردم.
بله اچبر آقا برگشت. با دوستانی جدید و همرزمانی که پشتش را خالی نمیکنند. برای آغاز اجازه بدین که یکی از مطالب یکی ازین عزیزان رو براتون اینجا منعکس کنم. آقا رضای گل ما این مطلب رو نوشته. حتما بهش سر بزنین.
محاکمه خدا
قاضی:خوب دادگاه از هم اکنون رسمی است از منشی دادگاه تقاضا می کنم که اتهامات متهم را بخونند. منشی دادگاه:با اجازه از آقای قاضی , از طرف دادستان کل کشور شکایتی بر علیه خدا صورت گرفته که بر اساس آن خدا متهم به قتل هزاران نفر در زلزله بم شدند. قاضی:متهم اگه حرفی دارد بگوید.
خدا:کار من نبوده من بی گناهم. قاضی:دادستان لطفا شواهد خود را در این باره ارایه دهید. دادستان:با اجازه از آقای قاضی,بر طبق شواهدی که از مردم ایران بدستم آمده و کتابهای دینی که موجود است, این زلزله یکی از بلایای الهی و آسمانی بوده, که باعث کشته شدن هزاران نفر شده.وبیشتر مردم ایران به این اعتراف کردند. خدا:من کی و در کدام کتاب گفتم که بلایای آسمانی نازل می کنم؟ دادستان:در همین کتابهای آسمانی که فرستادی و ادیانی که آوردی گفتی. خدا:من اصلا نه کتابی فرستادم نه دینی آورده ام من انسانها را آزاد آفریدم بعدا بیام محدودشون کنم مگه دیوانه شدم. دادستان:پس تو منکر ادیان می شوی, وای بر تو ,تو یک مرتد هستی و اینها جرم تو را بیشتر می کنه. خدا:آخه واسه چی دینی بفرستم؟ دادستان:خوب برای اینکه مردم را هدایت کنی. خدا:برای چی آخه هدایتشون کنم؟ اگه می خواستم از همون اول درستکار می آفریدمشون در ضمن من به انسان عقل دادم, که خودش هر جور که دوست داره زندگی کنه . دادستان:پس تو منکر ادیان الهی و 16 معصوم و 124 هزار پیامبر هستی؟ خدا:بله. دادستان:پس تو یک کافر هستی, نکنه خودتم قبول نداری؟ خدا:خودم را قبول دارم, اما خدای شما را قبول ندارم. دادستان:مگه خدای ما با تو چه فرقی دارد؟ خدا:خوب شما خداتون رو جوری فرض کردید که خیلی نادان و کودن هست و تمام شما ندونم کاریهاتونو گردن خداتون می اندازید خدای شما یه آدم کش بیش نیست, شما اینقدر خدا رو احمق می دونید و ازش با دعا می خواهید که تو علمش دستکاری کنه و جهان اونجوری بشه که شما دوست دارید.
دادستان:اما تو قادر مطلق هستی و می توانی هرکاری رو انجام بدی. خدا:کی گفته من قادر مطلق هستم ,این شما هستید که درباره من اینطوری فکر می کنید و من به هیچ وجه قادر مطلق نیستم. دادستان:یعنی چی؟رهبر ما ولایت مطلقه فقیه است بعدش تو که خدا هستی, قادر مطلق نیستی؟ خدا:خوب شما برای خودتون رهبرتونو مطلق کردید ,اگر من مطلق بودم ,اول از همه از شر شما خلاص می شدم.من اگه می تونستم تو علم جهان دخالت کنم, اصلا نمی گذاشتم موجوداتی به عنوان پیامبر اصلا پیداشون بشه. دادستان:تو دلیلی هم داری که بتونی ثابت کنی که مطلق نیستی؟ خدا:بله,مثلا من یا هیچ کس دیگری نمی تونه ,دو خط موازی رو به هم برسونه اگه من اینکارو کنم که دیگه به اون دو خط نمی گن که دو خط موازی.حالا شما میلیاردها سال هم که دعا کنید که دو خط موازی به هم برسن امکانپزیر نیست و فقط با دعا خودتونو گول می زنید. دادستان:پس این همه مردم عزیزانشونو می سپارند به تو همش کشکه؟ خدا:بله,اگه هر کی حواسش باشه در امان هست و هر کی حواسش نباشه هر بلایی سرش می آید و به منم هیچ ربطی نداره چون من در این نظم جهان نمی تونم دخالتی کنم که بتونم مواظب کسی باشم خودشون حواسشونو جمع کنن تا اتفاقی براشون نیافته. دادستان:بگو ببینم وقتی با حضرت مریم هم خوابی داشتی آیاصیغه هم جاری شد؟
خدا:من اصلا تا بحال با کسی هم خوابی نکردم.
دادستان:پس این مسیحیان چی می گن,که عیسی پسر خداست؟
خدا:مسیحیان برای اینکه کسی به مریم نگوید فاحشه ,عیسی را پسر من عنوان کردند.
دادستان: پس به این صورت می خواهی بگویی که, عیسی حرام زاده ای بیش نیست؟
خدا:بله,دقیقا.
دادستان:پس که اینطور,حالا بگو ببینم ,چرا این عزرائیل را مامور کشتن انسانها کردی؟و اصلا تو هدفت از کشتن انسانها چیه؟
خدا:اولا که من عزرائیل را نمی شناسم و باهاش هیچگونه تماس و رابطه ای ندارم, در ضمن, این مردن انسانها به من ربطی ندارد و این نظم حاکم بر جهان است که انسانها می میرند.
دادستان:اما شواهد امر پیداست که, عزرائیل یکی از فرشته های تو می باشد و تو از جای او با خبری.
خدا:من اصلا فرشته ای ندارم ,که یکی اش بخواد عزرائیل باشد و از جای او هم هیچگونه اطلاعی ندارم.
دادستان:آقای قاضی من دیگه سوالی ندارم. قاضی:متهم اگه حرفی داره بزنه. خدا:من می خواستم بگم که مردم هر کاری می کنند خودشون مسوول کار خودشون هستند و دیگه تقصیر من نندازند.و قضاوت را به خود مردم می سپارم. قاضی :پس ختم جلسه را اعلام می دارم .و در آینده حکم دادگاه را اعلام می کنم |